1
00:00:00,968 --> 00:00:05,213
«آدرس در دسترس سایت با اینترنت داخلی»
 ✦ « Golchindlg74.site » ✦

2
00:00:05,601 --> 00:00:07,912
«همایش اقتصادی لس‌آنجلس»

3
00:00:11,991 --> 00:00:13,451
‫خودشه، خودشه!

4
00:00:13,643 --> 00:00:14,664
‫آقای بارو

5
00:00:15,382 --> 00:00:16,747
وقت دارین یه عکس بگیریم؟

6
00:00:17,006 --> 00:00:18,070
‫تدی

7
00:00:20,441 --> 00:00:21,476
حتماً

8
00:00:22,952 --> 00:00:24,328
‫- اسمت چیه؟
‫- جوآنا

9
00:00:24,353 --> 00:00:26,017
‫جوآنا، از دیدنت خوشحالم

10
00:00:26,042 --> 00:00:27,544
‫می‌خواد یه فضانورد بشه

11
00:00:27,569 --> 00:00:30,672
‫اوه، راستی؟ وقتی رفتی فضا
منم می‌خوام باهات یه عکس بگیرم

12
00:00:30,948 --> 00:00:32,701
‫- قبوله؟
‫- قبوله

13
00:00:33,450 --> 00:00:34,535
‫برو جلو عزیزم

14
00:00:38,019 --> 00:00:39,272
اون بالا چطوریه؟

15
00:00:40,207 --> 00:00:42,667
‫خب، آم، بذار بهت بگم

16
00:00:43,249 --> 00:00:47,670
‫هیچ‌وقت از منظره‌ش سیر نمی‌شی،
هر ‫روز 16 بار طلوع و 16 بار غروب آفتاب داره

17
00:00:48,173 --> 00:00:49,625
‫و البته چالش‌های خودش هم داره...

18
00:00:51,551 --> 00:00:53,245
‫اما امیدوارم یه روز خودت ببینیش

19
00:00:54,315 --> 00:00:55,496
‫ممنون بابت عکس

20
00:00:55,847 --> 00:00:57,570
‫- روز خوبی داشته باشین
‫- شما هم همینطور

21
00:00:57,984 --> 00:00:59,178
‫خیلی باحال بود

22
00:00:59,564 --> 00:01:02,089
‫حالا دیگه دیرمون شده
‫بیا از این طرف میان‌بر بزنیم

23
00:01:02,114 --> 00:01:03,140
ما رو ‫ببخشید

24
00:01:05,474 --> 00:01:07,308
‫- حالت خوبه؟
‫- آره، خوبم

25
00:01:07,333 --> 00:01:09,755
آه، یه خرده به‌خاطر سخنرانی استرس دارم

26
00:01:12,239 --> 00:01:13,378
‫هی!

27
00:01:13,657 --> 00:01:16,493
‫چه مرگته؟ این آدما چیشون شده؟

28
00:01:16,518 --> 00:01:17,885
‫تدی، حالت خوبه؟

29
00:01:18,271 --> 00:01:19,285
‫تدی؟

30
00:01:19,982 --> 00:01:20,982
وای خدای من

31
00:01:22,541 --> 00:01:24,723
‫ چه اتفاقی داره می‌افته؟ چی شده؟

32
00:01:24,748 --> 00:01:28,696
!وای خدای من،کمک کنین، کمک خبر کنین
‫یکی بیاد کمک!

33
00:01:31,432 --> 00:01:36,777
<font color=#ff0000>... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...</font>
 ‫<font color=#00ffff>.:: کـ‌انـ‌ال تـلگـ‌‌رام : Saeed_Pardis_Sub  ::.</font>

34
00:01:40,017 --> 00:01:43,395
پس می‌خوای پرواز کنی نیویورک
و بری در خونه ویل کوئین رو بزنی؟

35
00:01:43,420 --> 00:01:45,369
‫تمام راه‌های درست و قانونی رو رفتم

36
00:01:45,394 --> 00:01:48,862
تا حالا از یه منشی به اسم کلئو
 فقط نه شنیدم و نادیده گرفته شدم

37
00:01:49,401 --> 00:01:50,577
واسه همین خودم می‌رم

38
00:01:51,082 --> 00:01:52,250
‫از انتظار خسته شدم

39
00:01:52,275 --> 00:01:53,679
آره، ‫منم همینطور

40
00:01:53,704 --> 00:01:55,047
‫خب، لودو می‌تونه بچه‌ها رو نگه داره

41
00:01:55,072 --> 00:01:56,867
‫- فقط باید یه سر برم خونه...
‫- اصلاً و ابداً، مورگن

42
00:01:56,892 --> 00:01:59,094
‫این کارو نکن، باشه؟ منم باهات میام

43
00:01:59,119 --> 00:02:00,738
‫باشه، باید با این زن حرف بزنم

44
00:02:00,763 --> 00:02:03,557
‫سوتو راست می‌گه، زیادی خطرناکه، مورگن

45
00:02:03,582 --> 00:02:06,493
‫ویلا واقعاً برامون ناشناخته‌ست،
‫و همینقدر که ازش می‌دونیم، نگرانم می‌کنه

46
00:02:06,518 --> 00:02:08,645
گندکاری‌های میلیاردرها رو پاک می‌کنه

47
00:02:08,670 --> 00:02:10,230
‫مشتریاش سناتورها و مدیرعامل‌هان،

48
00:02:10,255 --> 00:02:12,049
‫نصف کسایی که قوانین رو می‌بندن
‫و ما اجراشون می‌کنیم

49
00:02:12,074 --> 00:02:14,289
‫- می‌فهمم و نصف دیگه‌ش...
‫- کافیه

50
00:02:15,886 --> 00:02:18,235
‫- من تنهایی می‌رم
‫- کجا میری؟

51
00:02:23,810 --> 00:02:25,027
‫نیویورک سیتی

52
00:02:26,300 --> 00:02:28,081
‫دنبال زنی به اسم ویلا کوئین می‌گردم

53
00:02:28,106 --> 00:02:30,150
‫- اسمش رو بکی به اسم...
‫- اریک هیورث

54
00:02:30,175 --> 00:02:31,282
‫آره، ازش خبر دارم

55
00:02:33,541 --> 00:02:34,574
‫و آرتور

56
00:02:35,947 --> 00:02:36,948
‫همشو می‌دونم

57
00:02:39,843 --> 00:02:42,753
‫پس می‌دونی چرا باید
‫ آدمای کمتری در جریان باشن

58
00:02:43,413 --> 00:02:44,510
‫حتماً

59
00:02:45,082 --> 00:02:47,111
‫- الان داری می‌ری؟
‫- باید به پرواز برسم

60
00:02:47,136 --> 00:02:48,512
‫- اوکی، اگه باهات بیام...
‫- بس کن

61
00:02:49,254 --> 00:02:51,006
‫اگه با ویلا کثیف‌کاری بشه چی؟

62
00:02:51,031 --> 00:02:53,242
اون‌وقت خودم باید جوابگو باشم، نه تو

63
00:02:54,056 --> 00:02:56,760
‫مطمئنم کارهای دیگه‌ای
 ‫داری که انجام بدی، کاپیتان

64
00:02:56,785 --> 00:02:58,662
‫اه، فقط شام با پدرم

65
00:02:58,687 --> 00:02:59,709
بهم اعتماد کن

66
00:02:59,734 --> 00:03:01,152
ترجیح می‌دادم باهات بیام

67
00:03:01,476 --> 00:03:03,559
‫اما مطمئنم ما رو در جریان خبرها می‌ذاری

68
00:03:04,184 --> 00:03:05,662
‫ راحت از دفترم استفاده کن

69
00:03:11,066 --> 00:03:13,817
‫به نظر می‌رسه شما دو تا
دارین ‫می‌رین هتل بیلتمور

70
00:03:14,333 --> 00:03:17,284
‫- یه قتل آدم‌حسابی و باکلاس داریم
‫- کی هست؟

71
00:03:17,309 --> 00:03:20,701
‫تدی بارو، فضانورد سابق،
‫خبرها می‌گن خیلی آدم مهمیه

72
00:03:20,726 --> 00:03:24,980
‫آره، خیلی مهمه، 680 روز
‫تو ایستگاه فضایی بین‌المللی بوده

73
00:03:25,742 --> 00:03:26,826
‫همه چی خوبه؟

74
00:03:26,851 --> 00:03:27,851
...آره، فقط

75
00:03:28,086 --> 00:03:29,810
‫خوشحالم که الیوت تو مدرسه مونده

76
00:03:29,835 --> 00:03:32,379
‫کارآگاه آزدیل و فارستر رو
‫می‌فرستم اونجا باهاتون باشن

77
00:03:36,557 --> 00:03:41,786
گلچین دانلود - مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
<font color="#FFFF00">« Golchindl.Me »

78
00:03:54,862 --> 00:03:58,074
‫تدی بارو داشت می‌رفت‫ تو همایش تجاری
تا سخنرانی اصلی رو ارائه بده

79
00:03:58,099 --> 00:04:00,983
‫داریم از همه شرکت‌کننده‌ها سوال می‌کنیم،
‫اما این رویداد تو اینترنت پخش شده،

80
00:04:01,008 --> 00:04:03,135
‫پس هرکسی تو دنیا
‫می‌تونسته بدونه که اون اونجاست

81
00:04:03,160 --> 00:04:04,703
‫چطور یه نفر رو با یه پای کشته؟

82
00:04:04,728 --> 00:04:06,271
‫حتماً توش یه جور سم بوده

83
00:04:06,296 --> 00:04:07,764
‫بقیه آدمای اطراف انگار حالشون خوبه

84
00:04:07,789 --> 00:04:09,958
‫تیم مواد خطرناک منطقه رو پاکسازی کردن،
‫پس تو هوا منتقل نمی‌شه

85
00:04:09,983 --> 00:04:11,318
‫زنی که این کارو کرده چی؟

86
00:04:11,343 --> 00:04:13,603
‫دستیار تدی رفت دنبالش، ولی فرار کرد

87
00:04:14,223 --> 00:04:16,475
‫این عکس درست قبل از حادثه گرفته شده

88
00:04:17,674 --> 00:04:19,345
‫مهاجم رو تو پس‌زمینه می‌تونی ببینی

89
00:04:19,370 --> 00:04:20,652
‫کس دیگه‌ای صورتش رو دیده؟

90
00:04:20,677 --> 00:04:22,818
‫نامزد مقتول موقع حادثه کنارش بوده

91
00:04:22,843 --> 00:04:23,901
‫   هایدی چوی

92
00:04:23,926 --> 00:04:25,399
تکنسین‌های اورژانس دارن معاینه‌ش می‌کنن

93
00:04:25,424 --> 00:04:27,718
‫- ولی به نظر می‌رسه حالش خوبه
‫- من و مورگن باهاش حرف می‌زنیم

94
00:04:27,743 --> 00:04:30,001
هتل ‫هرچی فیلم از حمله داره رو بگیرین

95
00:04:30,026 --> 00:04:32,164
و به آزمایشگاه فشار بیارین
که جواب تست پای رو زودتر بدن

96
00:04:32,189 --> 00:04:33,760
بفهمین با چه کوفتی سر و کار داریم

97
00:04:34,167 --> 00:04:37,295
‫من و تدی، 12 سال باهم کار کردیم،

98
00:04:37,586 --> 00:04:39,902
‫من توی تیم زمینی ایستگاه فضایی بودم،
‫اونم می‌رفت بالا

99
00:04:40,489 --> 00:04:44,368
‫همیشه به هم احساسی داشتیم،
‫اما قبول کردیم که حرفه‌ای رفتار کنیم

100
00:04:44,759 --> 00:04:48,398
‫بعد حدود یه ماه پیش یهو
‫با یه چرخش 180 درجه نظرش رو عوض کرد

101
00:04:48,423 --> 00:04:49,976
‫چند باری با هم رفتیم بیرون

102
00:04:50,254 --> 00:04:52,088
‫همه چی خیلی سریع پیش رفت و...

103
00:04:54,951 --> 00:04:57,338
تا به خودم اومدم
‫ازم خواست باهاش ازدواج کنم

104
00:05:00,801 --> 00:05:01,942
‫واقعاً متأسفم

105
00:05:02,247 --> 00:05:03,932
‫اولش فکر کردم اون زن

106
00:05:04,489 --> 00:05:06,397
‫داره یه شوخی مسخره‌ می‌کنه،

107
00:05:06,422 --> 00:05:07,423
و ‫بعدش...

108
00:05:08,683 --> 00:05:11,778
‫دیدم تدی... نمی‌تونه نفس بکشه و...

109
00:05:12,356 --> 00:05:14,452
‫اشکال نداره هر وقت راحتی بگو

110
00:05:15,054 --> 00:05:18,210
...‫ببخشید، آم
فیلم دوربین‌های امنیتی هتل رو گرفتیم

111
00:05:18,235 --> 00:05:19,848
‫لازم نیست این فیلما رو ببینی

112
00:05:19,873 --> 00:05:21,499
‫اشکال نداره می‌خوام کمک کنم

113
00:05:27,949 --> 00:05:29,151
‫اونو می‌شناسی؟

114
00:05:29,517 --> 00:05:31,602
‫نه، نمی‌شناسم، متأسفم

115
00:05:31,841 --> 00:05:32,860
‫اشکالی نداره

116
00:05:32,885 --> 00:05:34,793
‫اگه سوال دیگه‌ای داشتیم، خبرتون می‌کنیم

117
00:05:40,342 --> 00:05:43,053
‫همه زاویه‌ها رو چک کردیم
‫هیچکدوم صورت زنه رو خوب نشون نمی‌ده

118
00:05:43,078 --> 00:05:45,111
نه، بازم می‌تونیم
با سامانه تشخیص چهره چکش کنیم

119
00:05:45,136 --> 00:05:47,199
‫- شاید شانس بیاریم
‫- به نظرم همین الان شانس آوردیم

120
00:05:47,589 --> 00:05:49,566
‫گفتی این زن از همه تندتر می‌دویده، درسته؟

121
00:05:49,591 --> 00:05:50,683
اوهوم

122
00:05:50,921 --> 00:05:54,528
‫خب، این حرکت پاها رو ببین
‫واقعاً داره حسابی می‌دوه

123
00:05:55,642 --> 00:05:57,394
‫این زن یه دونده حرفه‌ایه

124
00:06:01,314 --> 00:06:02,774
‫این جای پاها رو نگاه کن

125
00:06:04,069 --> 00:06:05,654
کفش میخ‌دار دو میدانی پوشیده

126
00:06:05,679 --> 00:06:08,306
‫و از اونجایی که
میخ‌ها همه جلوی کفش جمع شدن

127
00:06:08,331 --> 00:06:10,291
‫قاتل ما دونده سرعتی هم بوده

128
00:06:10,704 --> 00:06:12,927
‫و با توجه به سرعتش و مسافتی که رفته،

129
00:06:12,952 --> 00:06:15,628
‫حدس می‌زنم 100 متر رو تو 11 ثانیه می‌دوه،
‫کم و بیش

130
00:06:15,653 --> 00:06:18,294
در سطح رقابت‌های ورزشی دانشگاهی آمریکا
جای تعجب نداره که کسی نتونسته بگیرتش

131
00:06:18,319 --> 00:06:19,319
آره، اینو ببین

132
00:06:19,543 --> 00:06:21,648
‫کفشاش از رنگ‌های سفارشیه

133
00:06:21,673 --> 00:06:24,050
‫آره، قرمز با یه نوار سیاه پشت پاشنه

134
00:06:24,075 --> 00:06:26,111
‫مال کالج زنان سِنت امیلیـه

135
00:06:26,136 --> 00:06:28,263
‫اونجا تیم دوی‌میدانی لیگ یک دارن

136
00:06:29,284 --> 00:06:31,537
‫دوست دختر سابقم اونجا بود، دونده قهاری بود

137
00:06:32,235 --> 00:06:33,778
از زیر بار هر تعهدی فرار کرد و در رفت

138
00:06:34,019 --> 00:06:35,854
‫آره، الان لیست‌شون رو چک کردم

139
00:06:35,879 --> 00:06:39,457
‫فقط یه دونده سرعتی اونجا می‌تونه
‫100 متر رو تو 11 ثانیه بدوه، آردن پراسکات

140
00:06:39,482 --> 00:06:42,043
‫یه سری به سنت امیلی می‌زنیم،
‫ببینیم می‌تونیم پیداش کنیم

141
00:06:42,068 --> 00:06:43,351
‫ردش رو بزن پیداش کن

142
00:06:43,967 --> 00:06:45,484
می‌خوای تا شب تیکه بندازی؟ -
دیگه نمی‌گم -

143
00:06:45,509 --> 00:06:46,725
‫به نظرم اینجوری بهتره

144
00:06:46,750 --> 00:06:48,893
‫ساعت چنده؟
آره، باید برم، اونجا می‌بینمتون

145
00:06:49,552 --> 00:06:50,678
مجبور شد بزنه به چاک

146
00:06:57,732 --> 00:06:58,937
‫هی، بیام تو؟

147
00:07:06,000 --> 00:07:07,753
درمورد‫ تدی بارو شنیدی، ها؟

148
00:07:07,973 --> 00:07:09,040
‫برام خبر فوری اومد

149
00:07:09,597 --> 00:07:10,806
تو ‫کِی فهمیدی؟

150
00:07:10,831 --> 00:07:13,985
‫خب، راستش همین الان
‫پرونده‌ش رو دادن دست من

151
00:07:14,768 --> 00:07:16,176
‫- واقعاً؟
‫- آره

152
00:07:17,066 --> 00:07:18,067
‫واو

153
00:07:20,790 --> 00:07:23,710
‫واقعاً متأسفم
‫می‌دونم چقدر برات مهم بود

154
00:07:23,735 --> 00:07:25,078
‫هنوز باورم نمی‌شه که درمورد اینکه

155
00:07:25,103 --> 00:07:27,447
‫ چطور ‫بخش بال خورشیدی رو
تعمیر می‌کرد، جواب نامه‌م رو داد

156
00:07:27,472 --> 00:07:29,224
‫تو همون مأموریت اِس‌تی‌اِس-126

157
00:07:30,466 --> 00:07:33,129
‫- دلم می‌خواست ببینمش
‫- اینو می‌دونم

158
00:07:34,245 --> 00:07:37,165
‫کاش می‌تونستی ببینیش
‫چون مطمئنم خیلی نقاط مشترک دارین

159
00:07:39,894 --> 00:07:41,063
‫می‌دونی چی شده؟

160
00:07:41,883 --> 00:07:42,918
‫داریم روش کار می‌کنیم

161
00:07:44,028 --> 00:07:45,113
هیچ ‫نمی‌فهمم

162
00:07:45,734 --> 00:07:48,809
‫تدی با همه خیلی مهربون بود،
‫و همه هم دوسِش داشتن

163
00:07:49,114 --> 00:07:51,087
‫نمی‌دونم چرا باید یکی بخواد بهش صدمه بزنه

164
00:07:51,680 --> 00:07:53,026
منم قراره همینو بفهمم

165
00:07:57,276 --> 00:08:02,529
گ‌ ل‌ چ‌ ی‌ ن‌   د‌ ا‌ ن‌ ل‌ و‌ د

166
00:08:03,441 --> 00:08:06,653
‫راستش بهش قول دادم
که ‫می‌فهمیم چه بلایی سر تدی اومده

167
00:08:06,986 --> 00:08:10,281
‫خب، از دست دادن قهرمانامون خیلی سخته،
‫حتی اگه هیچوقت ندیده باشیمشون

168
00:08:10,306 --> 00:08:13,392
‫آره، این پسر هوشش به من رفته،
‫پس مادامی که جواب سوالاش رو نگیره،

169
00:08:13,417 --> 00:08:15,252
‫هیچوقت دست از فکر کردن بهش برنمی‌داره

170
00:08:15,964 --> 00:08:17,270
پس ‫بیا براش چندتا جواب پیدا کنیم

171
00:08:22,222 --> 00:08:24,465
‫ پلیس لس‌آنجلس،
‫به گمونم شما کریستین باشین

172
00:08:25,135 --> 00:08:27,924
 آره -
دنبال هم‌خونه‌ت، آردن پراسکات می‌گردیم -

173
00:08:28,710 --> 00:08:29,773
‫باشه

174
00:08:31,219 --> 00:08:34,139
‫موبایلش رو جواب نمی‌ده،
‫با پدر و مادرش هم حرف زدیم

175
00:08:34,164 --> 00:08:35,707
ولی ‫اونا هم نمی‌دونن کجاست

176
00:08:35,732 --> 00:08:36,943
‫اینجا که نیست

177
00:08:37,517 --> 00:08:38,682
‫اشکالی نداره بیایم تو؟

178
00:08:43,580 --> 00:08:45,375
‫کریستین، ‫آخرین بار کی آردن رو دیدی؟

179
00:08:45,400 --> 00:08:48,472
آم... ‫شاید، مثلاً دیروز

180
00:08:49,091 --> 00:08:51,635
‫- پس دیشب رو اینجا خوابید؟
‫- نمی‌دونم

181
00:08:51,660 --> 00:08:52,661
‫شاید

182
00:08:52,686 --> 00:08:54,242
‫نظری نداره الان کجا ممکنه باشه؟

183
00:08:54,267 --> 00:08:56,186
‫ببینین، اون فقط
‫یه هم‌خونه‌ست که بهم اختصاص دادن

184
00:08:56,211 --> 00:08:58,923
‫انقدرا خوب نمی‌شناسمش و
‫منم الان باید برم کلاس، پس…

185
00:08:58,948 --> 00:09:00,269
‫اشکالی نداره نگاهی به اینجا بندازیم؟

186
00:09:01,249 --> 00:09:02,545
‫هر کاری دلتون می‌خواد بکنین

187
00:09:05,482 --> 00:09:06,814
‫خب، اینجا چقدر کثیفه

188
00:09:07,160 --> 00:09:09,799
‫کاش یکی از اون لباس‌های
ضدموادخطرناک صحنه جرم رو برداشته بودم

189
00:09:09,824 --> 00:09:12,736
‫کریستین شاید داره کسی رو قایم می‌کنه
‫هیچکی نمی‌تونه اینقدر بی‌توجه باشه

190
00:09:12,761 --> 00:09:13,820
‫نمی‌دونم

191
00:09:13,845 --> 00:09:16,931
نو‫جوونا توی نادیده گرفتن چیزا خیلی ماهرن

192
00:09:16,956 --> 00:09:19,488
‫با قضاوت به این اتاق،
‫این دو نفر کاملاً با هم متضادن،

193
00:09:19,513 --> 00:09:21,745
‫پس تعجب نمی‌کنم
 اگه ‫اصلاً باهم حرف نمی‌زنن

194
00:09:21,770 --> 00:09:23,635
‫از کجا می‌فهمی وسایل مال کیه؟

195
00:09:24,147 --> 00:09:25,648
‫با چیزایی که از قبل ازشون می‌دونیم

196
00:09:26,816 --> 00:09:29,620
‫کریستین حوصله‌ هیچی رو نداره
سرش ‫به کار خودشه

197
00:09:30,024 --> 00:09:32,110
‫پس اون هدفون نویزگیر مال اونه

198
00:09:32,135 --> 00:09:33,965
‫علاوه بر این سلیقه‌ش تو لباس رو دیدی

199
00:09:33,990 --> 00:09:36,385
‫به انیمه علاقه داره
 عاشق ناخون‌های مصنوعیه

200
00:09:37,202 --> 00:09:39,440
‫و اون طرف آردن رو داریم، هنرمند

201
00:09:39,465 --> 00:09:40,561
‫ورزش می‌کنه،

202
00:09:41,278 --> 00:09:42,836
‫تو اینترنت پست می‌ذاره،

203
00:09:43,170 --> 00:09:44,193
‫و آواز می‌خونه

204
00:09:47,396 --> 00:09:50,450
‫که بهمون می‌گه این میز آردنه

205
00:09:52,423 --> 00:09:55,115
‫واو، مورگن، جلو نیا
‫یه جعبه خالی پای اینجاست

206
00:09:55,355 --> 00:09:56,798
‫می‌فرستیمش پزشکی قانونی

207
00:09:57,180 --> 00:10:00,092
‫چیز دیگه‌ای اینجا می‌بینی
‫که نشون بده چرا آردن این کارو کرده؟

208
00:10:00,117 --> 00:10:01,190
‫نه

209
00:10:01,596 --> 00:10:04,938
.‫اما شاید این دختره بتونه
‫از یکی از پست‌های آردن می‌شناسمش

210
00:10:04,963 --> 00:10:07,777
‫اون خواهر لوسیه، ‫مربی دوی‌میدانی‌شه

211
00:10:07,802 --> 00:10:10,168
‫آره، رهبر گروه کر هم هست

212
00:10:10,193 --> 00:10:11,611
‫دوتا از دنیاهای آردن تو یه نفر

213
00:10:11,636 --> 00:10:14,217
‫امیدوارم از هم‌خونه‌ش به‌درد بخورتر باشه

214
00:10:15,115 --> 00:10:18,493
‫یه راهبه آوازخون و دونده؟
‫منم باید همچین کسی می‌شدم

215
00:10:20,057 --> 00:10:25,306
گ‌‌‌ل‌‌چ‌‌ی‌‌ن‌  د‌ا‌ن‌‌ل‌‌و‌‌د

216
00:10:28,878 --> 00:10:31,880
این غذا دیگه داره تموم می‌شه و هنوز
نمی‌دونم چطوری می‌خوای درستش کنی

217
00:10:32,590 --> 00:10:35,677
‫ببین، من دو تا بچه دارم،
‫هر بار تلویزیون رو روشن می‌کنن...

218
00:10:35,702 --> 00:10:37,325
‫می‌شنون که پدرشون یه کلاهبرداره

219
00:10:37,785 --> 00:10:39,078
‫می‌دونم چقدر افتضاحه

220
00:10:39,853 --> 00:10:43,868
‫ما خونه به خونه می‌ریم و تک تک
‫تلویزیون‌های دوستاشون رو خرد می‌کنیم

221
00:10:43,893 --> 00:10:45,186
‫مشکل حل شد

222
00:10:45,812 --> 00:10:48,398
‫لری، شوخ‌طبعی‌ت رو حفظ کن

223
00:10:48,423 --> 00:10:50,133
‫یه رسوایی بزرگتر در راهه

224
00:10:50,158 --> 00:10:51,412
‫تو گم و گور می‌شی

225
00:10:52,678 --> 00:10:53,678
ویلا کوئین

226
00:10:54,060 --> 00:10:56,441
من ستوان سلنا سوتو از پلیس لس‌آنجلس‌م

227
00:10:56,984 --> 00:10:58,091
‫ولی بازم اومدی اینجا

228
00:10:58,116 --> 00:10:59,609
‫ما وسط یه گفتگوی خصوصی...

229
00:10:59,634 --> 00:11:00,718
زود تمومش می‌کنم

230
00:11:00,743 --> 00:11:02,868
‫ کمک تو رو می‌خوام
‫تا یه سری چیزا رو روشن کنم

231
00:11:02,893 --> 00:11:03,893
!اوم

232
00:11:04,550 --> 00:11:07,591
‫ باید اینو امتحان کنی، ‫موس ترافلـه

233
00:11:08,216 --> 00:11:13,167
‫تو آلبا سگ‌ها رو آموزش می‌دن
تا ‫برن دنبال ترافل بگردن،

234
00:11:13,506 --> 00:11:15,573
‫بعد هم توی پارچه کتونی می‌پیچنش...

235
00:11:16,439 --> 00:11:17,994
‫و یک شبه با کشتی می‌فرستنش

236
00:11:18,019 --> 00:11:19,237
‫نمی‌خورم، مرسی

237
00:11:19,262 --> 00:11:20,649
‫لری، بهش بگو قاشقش تمیزه

238
00:11:20,894 --> 00:11:22,804
‫- قاشقش تمیزه
‫- من قبلاً غذا خوردم

239
00:11:24,717 --> 00:11:25,717
...خب

240
00:11:25,990 --> 00:11:28,895
‫به گمونم وقتی داشتی هواپیما عوض می‌کردی

241
00:11:28,920 --> 00:11:30,881
...یه چیز سرپایی خوردی، توی

242
00:11:31,426 --> 00:11:32,427
‫دالاس؟

243
00:11:33,961 --> 00:11:36,056
‫باشه، چیو می‌خواستی روشن کنی؟ بشین

244
00:11:37,205 --> 00:11:39,112
‫فکر کنم بهتره خصوصی حرف بزنیم

245
00:11:39,137 --> 00:11:42,477
اوه، ‫عزیزم، با اون همه
،اطلاعاتی که از این یکی می‌دونم

246
00:11:42,502 --> 00:11:44,921
‫تا من بهش نگم، واق‌واق نمی‌کنه

247
00:11:45,246 --> 00:11:47,940
‫ تو که دیگه ناهار ما رو قطع کردی
بگیر ‫بشین

248
00:11:53,350 --> 00:11:56,847
‫ما داریم درمورد ناپدید شدن
‫مردی به اسم رومن سینکرا تحقیق می‌کنیم

249
00:11:57,383 --> 00:11:58,463
بعد ‫اسمت به میون اومد

250
00:11:58,488 --> 00:12:01,196
‫یه زن 27 ساله با همین اسم تو فلوریدا هست

251
00:12:01,221 --> 00:12:03,703
‫- بهتره از اون شروع کنی
‫- من از تو شروع می‌کنم

252
00:12:05,138 --> 00:12:06,139
‫باشه

253
00:12:07,805 --> 00:12:10,539
‫با دفترم تماس بگیر
‫تا واست یه وقت بذارن

254
00:12:10,563 --> 00:12:12,189
‫کلئو به تماس‌هام جواب نمی‌ده

255
00:12:12,214 --> 00:12:13,754
‫ماروین، کسیه که باید بهش زنگ بزنی

256
00:12:13,779 --> 00:12:15,531
‫ قبلاً صورتحساب رو تسویه کردم

257
00:12:16,187 --> 00:12:18,284
‫فکر کردم باید یه جوری وقتت رو جبران کنم

258
00:12:18,309 --> 00:12:19,644
‫گرون بود

259
00:12:20,323 --> 00:12:21,988
‫اما امیدوارم ارزشش رو داشته باشه

260
00:12:26,472 --> 00:12:31,143
‫این دیگه یه جور سخاوتمندی راهبردیـه

261
00:12:31,168 --> 00:12:32,521
‫خیلی نیویورکی‌ـه

262
00:12:33,322 --> 00:12:35,240
‫بذار حدس بزنم، آم...

263
00:12:36,198 --> 00:12:38,045
‫بروکلین؟ سان‌ست پارک؟

264
00:12:38,883 --> 00:12:40,704
‫- استتن آیلند؟
‫- پل رو اشتباه اومدی

265
00:12:41,823 --> 00:12:44,139
‫کویینز... تو کرونا بزرگ شدم

266
00:12:44,164 --> 00:12:46,166
‫و حالا پلیس لس‌آنجلسی

267
00:12:48,572 --> 00:12:50,918
‫کمی از حیطه اختیارت خارج شدی

268
00:12:54,638 --> 00:12:57,563
‫یکی رو تو بازداشت داریم که می‌خواد حرف بزنه،

269
00:12:58,001 --> 00:12:59,113
اریک هیورث

270
00:13:00,241 --> 00:13:02,831
‫پس اگه می‌خوای بهمون بگی چه می‌دونی...

271
00:13:04,818 --> 00:13:06,255
‫امشب یهم زنگ بزن

272
00:13:06,564 --> 00:13:07,978
تو هتل ‫وِیتن هستم

273
00:13:09,205 --> 00:13:10,711
‫از غذای سگت لذت ببر

274
00:13:14,335 --> 00:13:16,462
‫خیلی‌خب، بعداً حرف می‌زنیم

275
00:13:16,487 --> 00:13:19,573
‫صبرکن، گفتی یه رسوایی دیگه قراره...

276
00:13:19,598 --> 00:13:21,099
‫گوشیت رو چک کن، لری

277
00:13:26,345 --> 00:13:27,456
‫واو

278
00:13:28,909 --> 00:13:30,068
‫آم، خانم؟

279
00:13:31,610 --> 00:13:32,736
صورت‌حساب

280
00:13:44,574 --> 00:13:45,835
‫جواب سم‌شناسی اومده

281
00:13:46,435 --> 00:13:48,553
‫پای حاوی عامل عصبی وی‌ایکس بوده

282
00:13:48,578 --> 00:13:50,038
‫- امکان نداره
‫- اوهوم

283
00:13:50,063 --> 00:13:51,218
‫مثل فیلم "دِ راک"؟

284
00:13:52,294 --> 00:13:54,995
‫نیک کیج، اد هریس؟
‫وی‌ایکس نقش بزرگی تو فیلم داشت

285
00:13:55,780 --> 00:13:57,323
‫تو تا حالا فیلمی دیدی؟

286
00:13:58,171 --> 00:13:59,382
‫فقط می‌دونم کشنده‌ست

287
00:13:59,672 --> 00:14:01,674
‫تماس یا از طریق تنفسه یا پوست،

288
00:14:01,699 --> 00:14:03,532
که ‫باعث فلج فوری و مرگ میشه

289
00:14:03,801 --> 00:14:06,004
‫چیزی نیست که بشه از تو خیابون خرید

290
00:14:07,114 --> 00:14:10,178
‫خب، راهبه اومد
‫شاید بهمون بگه آردن از کجا آوردش

291
00:14:10,464 --> 00:14:12,067
پرونده عجیبی شده -
اوم -

292
00:14:13,116 --> 00:14:14,885
‫هیچ کدومش با عقل جور درنمیاد

293
00:14:15,489 --> 00:14:17,749
‫آردن رو از سال اول دانشگاه می‌شناسم

294
00:14:17,774 --> 00:14:20,777
کمی مغروره ولی
 آزارش به یه مورچه هم نمی‌رسه

295
00:14:20,802 --> 00:14:22,917
‫هیچوقت شده چیزی درباره تدی بارو بگه؟

296
00:14:23,250 --> 00:14:24,251
‫هرگز

297
00:14:25,006 --> 00:14:27,592
‫- نمی‌دونی آردن الان کجاست؟
‫- نه

298
00:14:27,617 --> 00:14:30,319
‫خواهر تو راهبه خوبی هستی،
‫چون واقعاً دروغگوی بدی هستی

299
00:14:30,344 --> 00:14:32,738
‫این کاری که دستت داره می‌کنه،
‫اینطوری گردنت رو می‌پوشونی؟

300
00:14:32,763 --> 00:14:35,472
‫کاریه که آدما، بیشتر زن‌ها،
‫وقتی حس عذاب دارن انجام میدن

301
00:14:35,687 --> 00:14:37,794
‫بیشتر از چیزی که
بهمون می‌گی می‌دونی، ‫اینطور نیست؟

302
00:14:37,819 --> 00:14:38,910
‫و عذاب داره تو رو می‌کشه

303
00:14:40,755 --> 00:14:44,292
‫تو راه اینجا، فهمیدیم یه عامل عصبی نادر
‫برای کشتن تدی بارو استفاده شده

304
00:14:44,317 --> 00:14:46,319
‫اگه آردن توسط عناصر خارجی استخدام شده باشه،

305
00:14:46,344 --> 00:14:48,429
‫مثلاً توی یه مسابقه بین‌المللی دوی‌میدانی،

306
00:14:49,109 --> 00:14:51,710
‫راه‌هایی هست که بتونیم کمکش کنیم،
‫اما در صورتی که خودشو تسلیم کنه

307
00:14:54,018 --> 00:14:55,561
‫باید بهمون بگی کجاست

308
00:15:04,440 --> 00:15:05,441
‫آردن؟

309
00:15:08,783 --> 00:15:10,372
‫این آدما از طرف پلیس اومدن

310
00:15:10,397 --> 00:15:11,397
صبرکن

311
00:15:11,588 --> 00:15:12,803
‫داری منو لو میدی؟

312
00:15:14,245 --> 00:15:16,099
‫تو گفتی که کمکم می‌کنی

313
00:15:16,124 --> 00:15:18,778
‫داره کمکت می‌کنه
‫باورکن، اینجوری بهتر تموم می‌شه

314
00:15:20,044 --> 00:15:22,439
‫یه لحظه صبرکن، این کوله‌‌ی توئه؟

315
00:15:23,297 --> 00:15:24,298
‫آره

316
00:15:25,716 --> 00:15:28,886
‫اگه بخوام فرار کنم،
‫کتاب درسی نمی‌ذارم تو کوله‌م

317
00:15:30,680 --> 00:15:32,223
‫وقتی امروز صبح از خونه اومدی بیرون

318
00:15:32,248 --> 00:15:33,458
‫نمی‌دونستی می‌خوای فرار کنی

319
00:15:33,724 --> 00:15:36,414
‫خواهر لوسی می‌گه تو نمی‌دونستی
‫توی پای چی بوده، این حقیقت داره؟

320
00:15:39,293 --> 00:15:40,646
‫ قسم می‌خورم که نمی‌دونستم

321
00:15:40,671 --> 00:15:43,466
‫باز هم باید بازداشتت کنیم
‫از نظر فنی، تو تدی بارو رو کشتی

322
00:15:44,381 --> 00:15:45,966
‫اما فکر می‌کنم یکی واست پاپوش دوخته

323
00:15:53,858 --> 00:15:55,526
‫داشتم سعی می‌کردم فالوئر بیشتری بگیرم،

324
00:15:56,414 --> 00:15:57,607
‫شاید یه اسپانسر

325
00:15:58,166 --> 00:16:00,778
‫واسه همین برنامه تمریناتم رو پست می‌کردم،

326
00:16:00,803 --> 00:16:03,277
‫رژیم غذایی‌م، گاهی وقتا آهنگ،

327
00:16:03,846 --> 00:16:05,189
‫بعد یه پیام خصوصی برام اومد

328
00:16:05,214 --> 00:16:07,880
‫از یه تولیدکننده ویدیوی
 وایرال بزرگ به اسم فالی باکس

329
00:16:07,905 --> 00:16:11,572
‫گفت عاشق کارهامه و ازم خواست
‫یه ویدیو برای کانالش بسازم

330
00:16:11,597 --> 00:16:13,531
‫اون صدها ویدیوی شوخی داره

331
00:16:13,556 --> 00:16:14,782
که ‫میلیون‌ها بازدید دارن

332
00:16:14,807 --> 00:16:16,693
‫این فالی باکس رو از روبرو دیدی؟

333
00:16:17,310 --> 00:16:19,656
‫نه، فقط پیام خصوصی، روش کارش همینه

334
00:16:19,681 --> 00:16:23,418
‫می‌دونی، فالی باکس برات یه جعبه می‌فرسته،
‫مثلاً با یه سری دستورالعمل،

335
00:16:23,443 --> 00:16:26,535
‫ لباسی که باید بپوشی، تو هم انجامش می‌دی

336
00:16:26,560 --> 00:16:27,725
‫بدون هیچ سوالی؟

337
00:16:28,440 --> 00:16:31,966
‫هیچوقت چک نکردی اونی که باهاش ‫پیام خصوصی
 رد و بدل می‌کردی واقعاً همون کسیه که می‌گه؟

338
00:16:31,991 --> 00:16:33,843
‫کارآگاهان
به موکلم توصیه می‌کنم دیگه حرف نزنه

339
00:16:33,868 --> 00:16:35,595
جناب ‫وکیل، داریم سعی می‌کنیم
به موکلت کمک کنیم

340
00:16:35,620 --> 00:16:38,277
‫و بهترین راهی که می‌تونه
کمکمون کنه اینه که همکاری کنه

341
00:16:42,071 --> 00:16:43,769
‫فکر کنم تا اینجا همه‌مون بدونیم

342
00:16:43,794 --> 00:16:46,044
‫این تهیه‌کننده نبوده که باهات تماس گرفته

343
00:16:46,388 --> 00:16:47,806
‫توی جعبه‌ای که برات اومد چی بوده؟

344
00:16:49,717 --> 00:16:53,154
آه، ‫یه پای، ماسک، دستکش، یه عکس از اون مرد،

345
00:16:53,179 --> 00:16:54,857
‫و دستورالعملی که کجا و کی انجامش بدم

346
00:16:54,882 --> 00:16:57,218
‫نوشته بود
دوربین‌های مخفی همه چیو ضبط می‌کنن

347
00:16:57,654 --> 00:16:59,619
‫نمی‌دونستم پای سمی بوده

348
00:16:59,644 --> 00:17:02,855
‫تا وقتی خبرش از تلویزیون پخش نشد،
‫اسم تدی بارو رو نشنیده بودم

349
00:17:02,880 --> 00:17:05,786
‫فکر نمی‌کردم کسی
جز خواهر لوسی حرفمو باور کنه

350
00:17:07,652 --> 00:17:09,362
‫باید یه کم دیگه اینجا نگهت داریم،

351
00:17:09,387 --> 00:17:11,142
‫اما اگه حرفات درست از آب دربیاد

352
00:17:11,167 --> 00:17:12,757
‫و دسترسی به اکانتت رو بهمون بدی

353
00:17:12,782 --> 00:17:14,992
‫تا بتونیم این تهیه‌کننده شوخی‌ساز رو پیدا کنیم،

354
00:17:15,017 --> 00:17:16,934
‫به دادستان می‌گم که همکاری کردی

355
00:17:18,496 --> 00:17:19,580
اینجوری خوبه؟

356
00:17:23,501 --> 00:17:26,635
‫گفت پرواز من تو دالاس کانکشن داشته،
‫اما این یه حدس ساده نبود

357
00:17:27,450 --> 00:17:29,901
‫- اون زن می‌دونسته دارم میام
‫- چطور؟

358
00:17:29,926 --> 00:17:33,294
‫واقعاً مطمئن نیستم،
‫اما بهت می‌گم نباید دست کم گرفتش

359
00:17:33,319 --> 00:17:34,668
‫باشه، ببین، این کارو می‌کنیم

360
00:17:34,693 --> 00:17:37,256
‫اول، یه بطر شراب به حساب من سفارش بده،

361
00:17:37,281 --> 00:17:39,408
‫ارزونترینش 110 دلاره

362
00:17:39,433 --> 00:17:42,087
‫اول، اون آجیل‌های مخلوط رو به حساب من بخر

363
00:17:43,799 --> 00:17:46,242
‫چطوریه که من تازه این زن رو دیدم،

364
00:17:46,267 --> 00:17:48,524
‫ولی حس می‌کنم یه قدم ازم جلوتره؟

365
00:17:50,362 --> 00:17:51,670
‫نذار بره رو مخت

366
00:17:52,338 --> 00:17:53,828
فقط ‫شانس آورده، همین

367
00:17:53,853 --> 00:17:56,328
‫یه راهی پیدا می‌کنی که وادارش کنی
 حرف بزنه، ‫همیشه اینطور بوده

368
00:18:01,089 --> 00:18:04,396
هدفت جلب توجه من بود"
"موفق شدی، تو پویتیرز می‌بینمت

369
00:18:07,587 --> 00:18:08,716
‫سوتو چطوره؟

370
00:18:09,328 --> 00:18:11,004
‫اوضاع تو نیویورک چطور پیش میره؟

371
00:18:12,049 --> 00:18:13,759
‫تا اونجایی که من دیدم، خیلی خوبه

372
00:18:16,596 --> 00:18:21,517
‫ببین، می‌فهمم چرا از اینکه منم توی
‫تحقیقات رومن باشم خوشحال نیستی،

373
00:18:21,542 --> 00:18:24,539
‫اما هرچی بیشتر بدونم،
‫می‌تونم به همون اندازه کمکتون کنم

374
00:18:27,064 --> 00:18:29,025
...‫آره، باید بگم، من، آم

375
00:18:29,541 --> 00:18:32,259
‫با توجه به همه
کارایی که از وقتی اومدی انجام دادی

376
00:18:32,284 --> 00:18:33,626
‫ برام سخته که حرفتو باور کنم

377
00:18:36,198 --> 00:18:38,073
‫آره، منصفانه‌ست

378
00:18:40,139 --> 00:18:42,977
‫دلم می‌خواد در این مورد صادق باشم،
‫اما مطمئن نیستم که چه جوری تموم بشه

379
00:18:43,789 --> 00:18:45,132
‫می‌خوای یه امتحانی بکنی؟

380
00:18:47,952 --> 00:18:51,623
‫من از خانواده‌ای میام که
‫حقیقت چیزیه که میشه روش چونه زد

381
00:18:53,926 --> 00:18:55,134
اوکی

382
00:18:55,159 --> 00:18:58,814
‫بابام همیشه می‌گفت سیاستمدارا و پلیسا
هردوشون یه حیوونن با قلاده‌های متفاوت

383
00:18:59,180 --> 00:19:01,766
‫هر دو خوب لبخند می‌زنن
‫درحالی که چاقو تو جیب‌شونه

384
00:19:01,791 --> 00:19:04,076
‫تو همچین فضایی بزرگ بشی،
‫یه سری عادت پیدا می‌کنی

385
00:19:04,101 --> 00:19:07,592
‫پس بابای تو هم وقتی با آدما حرف می‌زده
اونا رو گیج می‌کرده، عالیه

386
00:19:07,617 --> 00:19:10,772
‫مورگن، وقتی اومدم اینجا،
‫نمی‌دونستم به کی اعتماد کنم

387
00:19:11,196 --> 00:19:14,420
‫نمی‌دونستم کی قراره منو راه بده
‫یا کی قراره منو کنار بذاره

388
00:19:14,445 --> 00:19:16,497
‫سوتو، کارادک، کل گروه، واقعاً

389
00:19:16,522 --> 00:19:17,893
‫واسه همین امتحانشون کردم

390
00:19:18,438 --> 00:19:20,691
یکم همه رو محک زدم
‫ببینم چی از آب درمیاد

391
00:19:22,451 --> 00:19:23,702
‫واقعاً هم همین کارو کردی

392
00:19:26,666 --> 00:19:29,061
‫- و چی فهمیدی؟
‫- که آدمای خوبی‌ان

393
00:19:30,711 --> 00:19:32,628
‫یادم رفته بود که
بعضی از پلیسا می‌تونن صادق باشن

394
00:19:35,758 --> 00:19:38,018
‫مورگن، من خودم درباره کوئین تحقیق کردم

395
00:19:39,720 --> 00:19:41,978
‫تو به کسی نیاز داری که کل زندگیش رو

396
00:19:42,003 --> 00:19:44,493
‫صرف پیدا کردن دروغ توی دروغ کرده

397
00:19:50,773 --> 00:19:52,026
‫باید برگردم سر کار

398
00:19:53,472 --> 00:19:55,714
‫با اف‌بی‌آی تماس گرفتم
‫تا یه سری اطلاعات پس‌زمینه‌ بگیرم

399
00:19:55,739 --> 00:19:58,594
‫این اولین بار نیست که از از وی‌ایکس
‫برای کشتن یه نفر استفاده می‌شه

400
00:19:59,407 --> 00:20:00,407
...سال ‫2017

401
00:20:00,781 --> 00:20:03,469
یه پناهنده کره شمالی
‫دو تا زن چیزی رو توی صورتش پاشیدن

402
00:20:03,494 --> 00:20:05,169
‫اونا هم فکر می‌کردن یه برنامه شوخیه

403
00:20:05,194 --> 00:20:07,140
‫هیچکس هیچوقت نفهمیده
‫چه کسی پشت پرده بوده

404
00:20:07,509 --> 00:20:09,232
‫- چه راه عجیبی برای کشتن آدما
‫- اهوم

405
00:20:09,257 --> 00:20:10,466
‫به نظرت کار همون آدمه؟

406
00:20:10,491 --> 00:20:12,670
‫احتمالاً ‫قاتل‌مون ایده‌اش رو از اونجا گرفته

407
00:20:12,695 --> 00:20:14,772
‫اف‌بی‌آی اطلاعات بیشتری داشت
‫صفحه رو عوض کن

408
00:20:16,382 --> 00:20:19,635
‫تدی بارو زمان زیادی رو
‫ با فضانوردان تو روسیه گذرونده بود

409
00:20:19,660 --> 00:20:20,792
‫برای یه فضانورد عادیه،

410
00:20:20,817 --> 00:20:23,447
‫اما بعضیا فکر می‌کردن
‫ زیادی داره باهاشون صمیمی می‌شه

411
00:20:23,472 --> 00:20:25,850
‫شاید چیزایی رو شنیده
و به اشتراک گذاشته ‫که نباید می‌ذاشته

412
00:20:28,227 --> 00:20:30,813
‫- حالت خوبه؟
‫- آره، آره، خوبم

413
00:20:30,838 --> 00:20:35,162
‫فقط امیدوارم مجبور نباشم به بچه‌م بگم
‫قهرمان فضانورد مُرده‌ش مشکوک بوده

414
00:20:35,187 --> 00:20:36,237
هوم

415
00:20:36,262 --> 00:20:38,199
‫الان دیگه خیلی دیره، ولی...

416
00:20:38,892 --> 00:20:39,963
‫به چی فکر می‌کنی؟

417
00:20:39,988 --> 00:20:42,731
‫فکر کنم باید فردا صبح دوباره
‫با نامزد تدی، هایدی، حرف بزنیم

418
00:20:43,942 --> 00:20:45,712
‫ببینیم نامزد یه جاسوس بوده یا نه

419
00:20:48,831 --> 00:20:54,335
... :: تـرجـ‌مـه از :  سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...
کـ‌انـ‌ال تـلگـ‌‌رام : Saeed_Pardis_Sub

420
00:21:09,347 --> 00:21:10,371
‫ببخشید

421
00:21:10,396 --> 00:21:11,584
،سلنا

422
00:21:11,989 --> 00:21:13,274
خیلی خوشحالم که اومدی

423
00:21:15,005 --> 00:21:16,233
‫لباس چطوره؟

424
00:21:16,438 --> 00:21:18,027
‫- خوبه
‫- عالیه

425
00:21:18,755 --> 00:21:20,050
‫برچسبش رو در نیار

426
00:21:20,075 --> 00:21:22,502
‫چون باید وقتی می‌ری فرودگاه، برگردونیش

427
00:21:23,199 --> 00:21:24,296
من ‫چرا اینجام؟

428
00:21:24,321 --> 00:21:25,996
‫خانم کوئین، یه عکس لطفاً؟

429
00:21:29,705 --> 00:21:31,260
آه، ‫از این کارشون بدم میاد

430
00:21:31,908 --> 00:21:34,496
‫این روزها باید خیلی مواظب باشی
‫با کی دیده می‌شی

431
00:21:34,725 --> 00:21:36,028
‫بیا یه نوشیدنی بخوریم

432
00:21:38,998 --> 00:21:40,291
امشب درمورد بیماری لایم 

433
00:21:40,316 --> 00:21:43,444
 ماه بعد، اطفال
 سرطان و محیط‌زیست بحث می‌کنیم

434
00:21:44,345 --> 00:21:47,414
هر کدوم از اینا به دلایلی
دارن برای تک‌تک دلارها می‌جنگن

435
00:21:48,406 --> 00:21:50,465
‫- هیچکدومش دلیل اومدنم به اینجا نیست
‫- اوم

436
00:21:51,231 --> 00:21:52,870
‫راستی، واسه چی اومدی اینجا؟

437
00:21:52,895 --> 00:21:55,189
برای بررسی ماجرای ربوده شدن رومن سینکورا

438
00:21:57,983 --> 00:22:00,655
‫سکوت منو به حساب گناه نذار، ستوان

439
00:22:01,088 --> 00:22:05,467
سکوت زبان آدماییه که
از پسِ توضیح ندادن خودشون برمیان

440
00:22:05,699 --> 00:22:09,578
‫خب، من 25 سال
سابقه کاری دارم که خلاف اینو می‌گه

441
00:22:10,830 --> 00:22:14,031
‫هیچ چیزی ندارم بهت بگم،
‫اما مطمئنم این همه راه رو نیومدی

442
00:22:14,056 --> 00:22:16,179
‫بدون اینکه درموردش تحقیق کرده باشی

443
00:22:18,712 --> 00:22:21,663
‫خب، بذار ببینم
می‌دونم تو شمال جرسی بزرگ شدی

444
00:22:22,291 --> 00:22:24,026
‫بزرگترین فرزند مِردیت،

445
00:22:24,051 --> 00:22:28,180
‫معلم مدرسه دولتی، و ری، ‫که توی
 یه سرویس لباسشویی صنعتی کار می‌کرد

446
00:22:28,205 --> 00:22:29,248
‫بامزه‌ست

447
00:22:30,140 --> 00:22:31,516
‫اینا رو تو اینترنت پیدا کردی؟

448
00:22:32,601 --> 00:22:37,231
‫اونجا اینم هم نوشته بود که
 پدرم به ارزش کار اعتقاد داشت

449
00:22:37,256 --> 00:22:39,634
...‫و... به قولش

450
00:22:40,776 --> 00:22:42,969
‫- و به رویای آمریکایی؟
‫- تو نداری؟

451
00:22:44,071 --> 00:22:46,448
‫30 سال توی اون شغل بود
‫ساعت کاریش رو کم کردن

452
00:22:46,473 --> 00:22:48,058
‫بیمه‌ش رو از دست داد

453
00:22:48,954 --> 00:22:51,612
‫بعد اتحادیه‌ش اونقدر بی‌خیال بود
 تا اونو به سمت گور مُرد

454
00:22:52,027 --> 00:22:55,491
تو 51 سالگی وقتی داشت برف جلوی
خونه‌ش رو پارو می‌کرد بر اثر سکته قلبی مُرد

455
00:22:55,516 --> 00:22:57,176
خونه‌ای ‫که داشت از دستمون می‌رفت

456
00:22:58,210 --> 00:23:01,213
‫مادرم 40 سال تو مدرسه دولتی درس داد

457
00:23:02,112 --> 00:23:03,363
‫و خیلی مذهبی بود

458
00:23:03,988 --> 00:23:05,317
همیشه سر وقت تو مراسم کلیسا حاضر بود

459
00:23:05,342 --> 00:23:09,096
همش ‫دعا می‌کرد... برای سرطان خون برادرم،

460
00:23:09,121 --> 00:23:11,499
‫بعد هم برای سرطان خودش دعا می‌کرد،

461
00:23:11,524 --> 00:23:14,034
‫برای خدایی شمع روشن می‌کرد
 که هیچوقت جوابشو نداد

462
00:23:14,059 --> 00:23:15,590
‫چرا اینارو به من می‌گی؟

463
00:23:17,479 --> 00:23:20,900
‫چون پدر و مادرم به قوانینی ایمان داشتن
 که وجود خارجی ندارن

464
00:23:21,512 --> 00:23:23,430
‫و سیستم‌هایی که ناامیدشون کرد

465
00:23:24,236 --> 00:23:28,895
‫عدالت به خاطر این که
لیاقتش رو داری، سراغت نمیاد، هوم؟

466
00:23:29,408 --> 00:23:32,620
‫عدالت تو دست آدم‌هاییه که
 توی اتاق‌هایی مثل این جمع می‌شن

467
00:23:39,092 --> 00:23:41,720
‫خب، اگه این کارها رو کردی...

468
00:23:42,555 --> 00:23:46,208
‫تا منو تحت تأثیر قرار بدی یا بترسونی،
‫پس تو هم حسابی تحقیق کردی

469
00:23:46,816 --> 00:23:49,318
‫من این همه راه رو نیومدم که دست خالی برگردم

470
00:23:50,213 --> 00:23:52,281
‫- با ماروین تماس می‌گیرم...
‫- اوم

471
00:23:52,306 --> 00:23:54,266
‫و یه وقت تو فاصله‌ی برنامه‌هات می‌گیرم

472
00:23:55,664 --> 00:23:56,966
‫از مهمونی‌ت لذت ببر

473
00:24:02,816 --> 00:24:08,164
گ‌ ل‌ چ‌ ی‌ ن‌   د‌ ا‌ ن‌ ل‌ و‌ د

474
00:24:10,783 --> 00:24:13,369
‫و این یه چراغ قوه از آپولو 13ئه

475
00:24:14,783 --> 00:24:16,860
‫تدی می‌گفت
 این چراغ قوه باعث شده متواضع بمونه

476
00:24:16,885 --> 00:24:19,623
‫بزرگترین بحرانی که توی ایستگاه فضایی
باهاش روبرو شده ‫یه لوله‌کشی خراب بوده،

477
00:24:19,648 --> 00:24:23,026
‫که خیلی هم بی‌اهمیت نیست،
‫اما اونا چیزی نمونده که بمیرن

478
00:24:26,256 --> 00:24:29,343
‫خب، قطعاً به نظر آدم فوق‌العاده‌ای میاد

479
00:24:29,368 --> 00:24:31,913
‫مرسی و حق با شماست، همینطوره

480
00:24:33,790 --> 00:24:35,660
‫هیچ می‌دونین که ممکنه کار کی باشه؟

481
00:24:36,058 --> 00:24:39,386
‫نه هنوز، اما می‌خواستیم
‫چندتا سوال درباره خود تدی ازتون بپرسیم

482
00:24:39,411 --> 00:24:40,537
‫حتماً، بفرمایید

483
00:24:40,562 --> 00:24:42,602
‫اوایل راهه ‫و داریم
سرنخ‌ها رو دنبال می‌کنیم

484
00:24:42,627 --> 00:24:45,960
‫اما سمی که تدی رو کشته
‫یه عامل عصبی خیلی نادره،

485
00:24:45,985 --> 00:24:48,450
‫از اون چیزایی که
جاسوسا برای همدیگه استفاده می‌کنن

486
00:24:49,077 --> 00:24:51,632
‫و شما اون شایعات چند سال پیش رو شنیدین؟

487
00:24:51,657 --> 00:24:54,750
‫آره، اینکه با روس‌ها
جلسات مخفی داشته، حقیقت داره؟

488
00:24:54,775 --> 00:24:57,691
‫منم نگران بودم،
‫برای همین از خودش پرسیدم

489
00:24:58,026 --> 00:25:02,209
اونم ‫بهم گفت که فقط
با چندتا از همتایان روسی‌ش شام ‌خورده

490
00:25:02,632 --> 00:25:04,551
‫فکر می‌کنین به خاطر همین کشته شده؟

491
00:25:04,576 --> 00:25:06,830
‫می‌تونه توضیح بده چرا چنین اتفاقی افتاده

492
00:25:06,855 --> 00:25:09,208
‫و اینکه قاتل چطور به عامل عصبی دسترسی داشته

493
00:25:09,497 --> 00:25:11,543
‫این همون سخنرانیه که می‌خواست ارائه بده؟

494
00:25:12,428 --> 00:25:14,565
آم، ‫یادم رفته بود که اصلاً پیش منه

495
00:25:15,462 --> 00:25:16,958
‫آسترا مولیس چیه؟

496
00:25:17,433 --> 00:25:18,894
‫یه پیمانکار هوافضاست

497
00:25:18,919 --> 00:25:21,328
‫- چرا؟ بهش اشاره کرده؟
‫- آره، نخوندیش؟

498
00:25:21,353 --> 00:25:22,957
‫اوه، کارش از اشاره کردن گذشته،

499
00:25:22,982 --> 00:25:26,333
‫این سخنرانی عملاً تأیید می‌کنه که اونا
‫اولین ایستگاه فضایی تجاری رو بسازن

500
00:25:26,358 --> 00:25:28,682
‫به نظرت اون قرارداد چقدر ارزش داشته؟

501
00:25:28,707 --> 00:25:31,822
‫- میلیاردها، مطمئنم
‫- و تدی هم تو واشنگتن ارتباطی داشته، درسته؟

502
00:25:31,847 --> 00:25:33,565
‫مگه بعضیا نمی‌خواستن بره تو کنگره؟

503
00:25:33,590 --> 00:25:36,343
‫قطعاً به هر چیزی که
 راجع به فضا می‌گفت گوش می‌کردن

504
00:25:36,368 --> 00:25:39,555
‫پس حرف اون، می‌تونسته ‫روی
برنده شدن هر پیمانکاری تأثیر زیادی بذاره

505
00:25:39,580 --> 00:25:43,042
‫و اونایی هم که برنده نمی‌شن،
فکر نکنم زمان این حمله ‫اصلاً تصادفی بوده

506
00:25:43,067 --> 00:25:45,072
‫یکی نمی‌خواسته تدی اون سخنرانی رو ارائه بده

507
00:25:46,061 --> 00:25:47,938
‫بهش می‌گن اقتصاد مدار نزدیک به زمین

508
00:25:47,963 --> 00:25:49,548
می‌گن مثلِ تب طلای بعدی می‌مونه

509
00:25:49,815 --> 00:25:52,192
‫ایستگاه فضایی
طی چند سال آینده بازنشسته می‌شه

510
00:25:52,217 --> 00:25:54,921
‫و شرکت‌های خصوصی
برای ساختن جایگزینش ‫از هم سبقت می‌گیرن

511
00:25:54,946 --> 00:25:57,740
‫تولید در جاذبه صفر و بی‌وزنی
مرز جدید فناآوریـه

512
00:25:57,765 --> 00:25:59,566
‫همه چی از دارو تا کامپیوتر

513
00:25:59,591 --> 00:26:01,223
‫یه صنعت تریلیون دلاریه

514
00:26:01,832 --> 00:26:04,872
‫پس فکر می‌کنی یکی تدی بارو رو کشته
‫تا حمایتش از یه شرکت رو متوقف کنه؟

515
00:26:04,897 --> 00:26:06,291
‫نظریه‌ی فعلی‌مون همینه، آره

516
00:26:06,628 --> 00:26:07,719
اوهوم

517
00:26:07,871 --> 00:26:10,044
ولی اون سخنرانی به ضرر کی بوده؟

518
00:26:10,069 --> 00:26:11,856
‫دافنی و آز دارن لیستش رو می‌بندن

519
00:26:11,881 --> 00:26:12,998
‫خبرت می‌کنم

520
00:26:13,372 --> 00:26:14,511
‫کارآگاه کارادک

521
00:26:15,683 --> 00:26:16,798
‫قبل از اینکه بری،

522
00:26:19,057 --> 00:26:21,389
‫به گیلوری گفتم
می‌خوام تو پرونده رومن کمک کنم

523
00:26:21,414 --> 00:26:22,402
‫هوم

524
00:26:22,427 --> 00:26:23,932
حیف که نبودم اینو بشنوم

525
00:26:26,650 --> 00:26:28,049
‫چیکار کنم بذاره وارد این قضیه بشم؟

526
00:26:28,240 --> 00:26:29,283
‫توی پرونده؟

527
00:26:30,815 --> 00:26:32,946
‫نمی‌شه مورگن گیلوری رو مجبور به کاری کرد

528
00:26:35,135 --> 00:26:36,742
جای ‫تعجبه که تا حالا اینو نفهمیدی

529
00:26:44,172 --> 00:26:45,172
ستوان

530
00:26:45,742 --> 00:26:47,381
واقعاً که خیلی پیگیری

531
00:26:49,608 --> 00:26:52,069
‫بشین، ممنون کلئو

532
00:26:54,488 --> 00:26:56,052
ازت خوشم اومده

533
00:26:56,723 --> 00:26:58,238
‫منتظر اجازه نمی‌مونی

534
00:26:58,619 --> 00:27:00,425
به هدفت می‌رسی. نتیجه می‌گیری

535
00:27:00,661 --> 00:27:03,372
بی‌پرده‌ای، قاطع و محکم عمل می‌کنی

536
00:27:04,176 --> 00:27:06,750
‫و می‌دونی لایه‌های زیرینِ این شهر
چه جوری کار می‌کنه

537
00:27:06,775 --> 00:27:08,651
‫و این روزها خیلی‌ها اینو نمی‌دونن

538
00:27:09,424 --> 00:27:11,092
‫یکی مثل تو خیلی به دردم می‌خوره

539
00:27:12,349 --> 00:27:15,934
‫ حقوق سه‌برابر، بدون بروکراسی، بدون سیاست

540
00:27:17,584 --> 00:27:20,378
‫سریع کار می‌کنی، با تو کارهام جلو می‌ره

541
00:27:21,195 --> 00:27:22,780
‫نفوذ بیشتر، تغییر بیشتر

542
00:27:23,819 --> 00:27:25,362
اینجا نیومدم که استخدام بشم

543
00:27:25,782 --> 00:27:29,224
من ‫اینجام چون 16 سال پیش،
‫یه مأمور اف‌بی‌آی به قتل رسیده

544
00:27:29,709 --> 00:27:33,961
‫چند روز بعد، یه پدر ناپدید شده،
‫و یه دختر کوچولو بدون پدر بزرگ شده

545
00:27:33,986 --> 00:27:37,948
‫و هر قدمی که برداشتم منو رسونده به تو

546
00:27:41,394 --> 00:27:42,476
‫خب...

547
00:27:43,111 --> 00:27:46,592
‫متأسفم، تو به بیراهه رفتی

548
00:27:50,169 --> 00:27:53,029
‫اینو تو کوله‌پشتی رومن پیدا کردیم

549
00:27:53,392 --> 00:27:56,024
‫تکنسین‌هامون دارن ساعت‌ها کار می‌کنن
‫تا اطلاعاتش رو استخراج کنن،

550
00:27:56,049 --> 00:27:59,736
‫اما روزی که رومن ربوده شد،
‫هیورث این گوشی رو همراه داشته

551
00:27:59,761 --> 00:28:00,975
‫و حدسم اینه،

552
00:28:01,000 --> 00:28:04,899
‫اطلاعاتی که ازش استخراج می‌کنیم
‫ثابت می‌کنه که تو مسیر درستی قدم گذاشتم

553
00:28:08,095 --> 00:28:10,585
تمام این مدت اینو
 با خودت این‌ور و اون‌ور می‌بردی؟

554
00:28:13,147 --> 00:28:14,873
‫یه چیزی دارم که بهت پیشنهاد بدم

555
00:28:15,560 --> 00:28:17,536
‫- اووه
‫- همه چی رو بگو

556
00:28:17,998 --> 00:28:22,002
‫قبل از اینکه اطلاعات رو استخراج کنیم،
‫دادگاه به عنوان همکاری حسابش می‌کنه

557
00:28:22,813 --> 00:28:24,171
‫شاید رفتارش با تو فرق کنه

558
00:28:24,430 --> 00:28:26,717
‫و فکر می‌کنی این برام مهمه؟

559
00:28:27,064 --> 00:28:28,290
‫باید باشه

560
00:28:35,585 --> 00:28:40,843
گ‌‌‌ل‌‌چ‌‌ی‌‌ن‌  د‌ا‌ن‌‌ل‌‌و‌‌د

561
00:28:44,765 --> 00:28:47,225
‫راستش رو بخوای
 هیچی از ایستگاه فضایی نمی‌دونم

562
00:28:47,250 --> 00:28:50,080
‫آقای باشایان،
‫اما این طرح‌ها خیلی چشمگیر به نظر می‌رسن

563
00:28:50,105 --> 00:28:52,198
‫ممنون راستش، می‌دونم سلیقه‌ای قضاوت می‌کنم،

564
00:28:52,223 --> 00:28:53,741
‫اما به نظرم توی این صنعت بهترینه

565
00:28:53,766 --> 00:28:57,394
‫چه حسی داره
وقتی فهمیدی تدی بارو باهات مخالف بوده؟

566
00:28:58,628 --> 00:29:00,005
‫مخالف بوده؟ نمی‌دونستم

567
00:29:00,030 --> 00:29:01,996
‫آره، قرار بوده از آسترا مولیس حمایت کنه

568
00:29:02,501 --> 00:29:05,467
‫تو آسترا مولیس نیستی، گالکسی آرکی

569
00:29:06,036 --> 00:29:08,472
‫اون بهشون ‫برای ساختن
 ایستگاه فضایی بعدی برتری می‌داده

570
00:29:08,497 --> 00:29:10,585
‫و سرمایه‌گذاری رو ازت دور می‌کرد

571
00:29:11,817 --> 00:29:13,060
‫پس وقتی خواستین بیام اینجا

572
00:29:13,085 --> 00:29:16,401
‫و گفتین سوالایی درباره تدی دارین،
‫یعنی فکر می‌کنین من باعث مرگش شدم؟

573
00:29:19,802 --> 00:29:21,831
‫مشکل تئوری شما اینه که، تا همین الان،

574
00:29:21,856 --> 00:29:24,307
‫نمی‌دونستم تدی قصد داشته
‫از کسی حمایت کنه

575
00:29:24,332 --> 00:29:27,100
‫خب، سخنرانی‌ای که می‌خواست بده
‫عملاً تبلیغ شده بود

576
00:29:27,125 --> 00:29:28,125
درسته

577
00:29:28,966 --> 00:29:31,407
‫ اما کسی محتوای سخنرانی رو دیده بود؟

578
00:29:32,524 --> 00:29:33,859
‫تا جایی که من می‌دونم، هیچکی

579
00:29:33,884 --> 00:29:35,415
‫و قول می‌دم که من می‌فهمیدم

580
00:29:35,440 --> 00:29:38,540
‫به‌عنوان کسی که می‌دونه این قضایا
 چقدر می‌تونه بد باشه، کارآگاها

581
00:29:38,881 --> 00:29:40,737
‫فکر کنم تئوری شما یه جاش می‌لنگه

582
00:29:51,362 --> 00:29:52,452
اوضاع چطوره؟

583
00:29:54,418 --> 00:29:56,157
‫من خوبم، ولی تو رو نمی‌دونم

584
00:29:57,793 --> 00:29:59,201
‫الان با برگزارکننده‌های همایشی که

585
00:29:59,226 --> 00:30:01,985
‫ تدی بارو قرار بود
اونجا سخنرانی کنه، تماس گرفتم

586
00:30:02,010 --> 00:30:03,985
‫اونا حرف پسره گالکسی آرک رو تأیید کردن

587
00:30:04,010 --> 00:30:06,012
‫تدی سخنرانی‌ش رو از قبل بهشون نداده

588
00:30:06,037 --> 00:30:07,997
‫و تا جایی که می‌دونن، به هیچکس دیگه هم ندادن

589
00:30:08,022 --> 00:30:09,083
‫وقتی با هایدی حرف زدی،

590
00:30:09,108 --> 00:30:11,410
‫گفت نمی‌دونسته تدی قصد حمایت رو داشته،

591
00:30:11,435 --> 00:30:12,536
‫- درسته؟
‫- اهوم

592
00:30:12,561 --> 00:30:15,393
‫احتمال داره دروغ گفته باشه؟
‫شاید اون با یکی از رقباش هماهنگ بوده

593
00:30:15,418 --> 00:30:18,000
‫- اگه کسی می‌دونسته، باید اون باشه
‫- اینو در نظر گرفتیم،

594
00:30:18,025 --> 00:30:19,958
‫حساباش رو چک کردیم، ‫اما نتونستیم ارتباطی

595
00:30:19,983 --> 00:30:23,137
‫بین اون و شرکت‌ها پیدا کنیم
‫ضمن اینکه، الان هایدی بهم زنگ زد

596
00:30:23,162 --> 00:30:26,081
‫می‌خواست بدونیم فردا قراره
‫سخنرانی تدی رو ارائه بده

597
00:30:26,911 --> 00:30:27,911
چرا؟

598
00:30:27,936 --> 00:30:29,512
‫یعنی چی، می‌خواد کارش رو ادامه بده،

599
00:30:29,537 --> 00:30:31,722
‫به دنیا بگه قصد حمایت از کی رو داشته؟

600
00:30:31,747 --> 00:30:32,747
‫ایده‌ش همینه

601
00:30:32,772 --> 00:30:36,101
‫خب، اونو از لیست مظنونین حذف می‌کنه،
‫حداقل از نظر انگیزه مالی

602
00:30:36,126 --> 00:30:38,462
‫چرا اونو بکشه بعد خودش بیاد ارائه‌ش بده؟

603
00:30:38,487 --> 00:30:39,690
‫آره، اما یه لحظه صبرکن

604
00:30:39,715 --> 00:30:42,320
‫تدی به خاطر این کشته شد
که می‌خواست این سخنرانی رو ارائه بده

605
00:30:42,345 --> 00:30:44,986
‫اگه بخواد به دنیا بگه که می‌خواد ارائه‌ش بده،

606
00:30:45,011 --> 00:30:46,559
‫اینطوری خودش هم یه هدف می‌شه

607
00:30:49,108 --> 00:30:54,366
«آدرس در دسترس سایت با اینترنت داخلی»
 ✦ « Golchindlg74.site » ✦

608
00:30:59,597 --> 00:31:02,210
‫فکر می‌کنین اگه این سخنرانی رو
 ارائه بدم، ‫به خطر می‌افتم

609
00:31:02,235 --> 00:31:04,750
‫قطعاً فکر می‌کنیم احتمالش هست،
‫به همین خاطر می‌خوایم صبرکنی

610
00:31:04,947 --> 00:31:06,698
‫حداقل تا وقتی قاتل تدی رو پیدا کنیم

611
00:31:07,943 --> 00:31:09,225
‫اما تو نمی‌خوای صبر کنی؟

612
00:31:09,250 --> 00:31:10,320
‫نه

613
00:31:10,786 --> 00:31:14,301
‫می‌خوام یاد تدی رو بهش احترام بذارم
و ‫چیزی رو که بهش باور داشت به دنیا بگم

614
00:31:14,326 --> 00:31:15,738
‫ تصمیم با خودمه، درسته؟

615
00:31:15,763 --> 00:31:19,252
‫پس هر کاری از دستمون بربیاد می‌کنیم
‫تا ازت محافظت کنیم، اما خطراتش رو می‌دونی؟

616
00:31:20,420 --> 00:31:22,604
‫هیچکدوم‌تون تا حالا تدی رو ندیدین، نه؟

617
00:31:23,065 --> 00:31:27,839
‫من نه، اما باید اعتراف کنم
‫پسرم شاید بزرگترین طرفدارش باشه،

618
00:31:27,864 --> 00:31:30,325
‫برای همین
 یه جورایی حس می‌کنم می‌شناختمش

619
00:31:31,348 --> 00:31:35,565
‫بهتون گفتم که بالاخره ازم خواستگاری کرد،
‫اما فکر نکنم گفته باشم چطوری

620
00:31:36,316 --> 00:31:40,294
‫تمام شب ما رو با ماشین چرخوند
تا محبوب‌ترین صورت فلکی منو پیدا کنه

621
00:31:40,319 --> 00:31:42,888
‫فقط چند بار تو سال می‌شه دیدش

622
00:31:42,913 --> 00:31:45,377
‫و فقط چند جا هست که می‌شه از اونجا دیدش

623
00:31:45,992 --> 00:31:48,745
‫اون، به طور طبیعی،
یه عالمه کار داشت که باید انجام می‌داد

624
00:31:48,770 --> 00:31:50,444
‫اما تدی اینطور بود دیگه

625
00:31:50,671 --> 00:31:53,428
‫وقتی تصمیم می‌گرفت کاری رو بکنه،
دیگه ‫هیچی نمی‌تونست جلوشو بگیره

626
00:31:53,840 --> 00:31:54,737
‫هوم

627
00:31:54,762 --> 00:31:57,704
منم ‫نمی‌خوام این اتفاق جلوی کاری رو
که اون بهش اعتقاد داشت، بگیره

628
00:31:58,141 --> 00:32:00,393
‫پس می‌خوای سخنرانی‌ش رو دقیقاً ارائه بدی؟

629
00:32:00,418 --> 00:32:04,631
‫آره، یه کم اصلاحش کردم و
 یه جمله از خودم به آخرش اضافه کردم

630
00:32:04,656 --> 00:32:06,817
‫اشکالی نداره
 یه کپی از آخرین نسخه‌ رو بهمون بدی؟

631
00:32:06,842 --> 00:32:09,427
‫کمک می‌کنه برنامه محافظتی رو بریزیم،
و ‫هماهنگ پیش بریم

632
00:32:09,452 --> 00:32:12,761
‫حتماً، همینجا منتظر بمونین
یه چیز دیگه هم هست می‌خوام بهتون بدم

633
00:32:17,870 --> 00:32:19,955
‫می‌خوای ببینی سخنرانی رو عوض کرده یا نه؟

634
00:32:19,980 --> 00:32:21,815
‫خب، اگه واقعاً داره کلماتش رو می‌خونه،

635
00:32:21,840 --> 00:32:23,716
‫پس اون کسی نیست که می‌خواسته جلوشو بگیره

636
00:32:23,741 --> 00:32:25,858
‫هنوز نظر قطعی درباره این زن ندارم،

637
00:32:25,883 --> 00:32:28,071
‫اما به نظر می‌رسه واقعاً عاشق این مرد بوده

638
00:32:28,702 --> 00:32:29,703
‫هوم

639
00:32:32,492 --> 00:32:33,832
اینم متن سخنرانی

640
00:32:34,828 --> 00:32:36,859
‫و اینم برای پسر شماست

641
00:32:37,914 --> 00:32:38,957
‫مرسی

642
00:32:38,982 --> 00:32:42,085
‫این عروسک سابقه‌ی
تعداد ساعات حضور تدی تو فضا رو داره

643
00:32:42,110 --> 00:32:44,787
‫- تو هر مأموریت با خودش می‌بردش
‫- امکان نداره

644
00:32:44,812 --> 00:32:47,415
‫آره، بهش می‌گفت نشانگر ‌بی‌وزنی

645
00:32:47,440 --> 00:32:51,153
‫همون لحظه‌ای که می‌دیده
،اون شیر جلوش معلق ‌شده

646
00:32:51,178 --> 00:32:52,762
‫می‌فهمیده پرتاب موفقیت‌آمیز بوده

647
00:32:55,215 --> 00:32:56,742
‫می‌خواست پسرتون اینو داشته باشه

648
00:32:57,287 --> 00:32:58,349
‫این...

649
00:32:59,422 --> 00:33:01,744
این خیلی فوق‌العاده‌ست، ممنونم

650
00:33:07,077 --> 00:33:09,004
‫- وای خدای من، این زیگی‌ئه
‫- زیگی؟

651
00:33:09,029 --> 00:33:11,531
‫زی-جی-آی، همون نشانگر ‌جاذبه‌ی صفر بارو

652
00:33:11,556 --> 00:33:13,383
‫اوکی، پس ظاهراً اسمش به گوشت خورده

653
00:33:13,408 --> 00:33:15,270
‫آره خب، همیشه درموردش پست می‌ذاشت

654
00:33:16,292 --> 00:33:17,327
‫بگیر

655
00:33:18,697 --> 00:33:22,050
‫- این عروسک تو فضا بوده
‫- آره، ظاهراً خیلی زیادم تو فضا بوده

656
00:33:22,075 --> 00:33:23,618
‫باید یه جای مخصوص براش پیدا کنم

657
00:33:26,007 --> 00:33:28,285
‫می‌دونی، بازم سعی می‌کنم بفهمم کار کی بوده

658
00:33:28,310 --> 00:33:29,961
‫می‌دونم، موفق می‌شی

659
00:33:38,391 --> 00:33:39,893
‫موضوع این خودکار چیه؟

660
00:33:39,918 --> 00:33:41,694
‫- چه خودکاری؟
‫- یه خودکار تو دستش گرفته

661
00:33:41,720 --> 00:33:44,934
‫توی همه عکس‌ها، تو یه دستشه،
‫حدوداً یه ماهه

662
00:33:49,338 --> 00:33:51,046
‫و روز قبل مرگش هم تو دستش بوده

663
00:33:51,071 --> 00:33:53,459
‫ممکنه نشونگر برگشت به جاذبه بوده؟

664
00:33:53,828 --> 00:33:56,080
‫یا شایدم نشونگر چیز دیگه‌ای بوده

665
00:34:01,419 --> 00:34:02,974
‫انتظار نداشتم دوباره برگردی

666
00:34:02,999 --> 00:34:05,744
هی، ‫شنیدم الیوت یه هدیه خاص گرفته
‫چقدر دوسِش داشت؟

667
00:34:05,769 --> 00:34:08,647
‫محبوب‌ترین چیز جدیدشه،
‫و فکر کنم برامون یه هدیه داره

668
00:34:08,672 --> 00:34:10,581
‫می‌تونم هر دو نسخه سخنرانی تدی رو ببینم؟

669
00:34:10,606 --> 00:34:11,833
آه، حتماً

670
00:34:11,858 --> 00:34:13,685
‫این اونیه که تدی می‌خواست ارائه بده

671
00:34:13,710 --> 00:34:16,221
‫و، اینم نسخه اصلاح شده‌ی هایدی

672
00:34:16,246 --> 00:34:19,632
‫اوکی و هایدی گفت می‌خواد
‫چندتا اصلاحیه روش انجام بده، درسته؟

673
00:34:19,657 --> 00:34:21,192
‫آره، یه جاهایی کلمات عجیب داشته

674
00:34:21,217 --> 00:34:24,302
به جای "فضاپیما" نوشته "نیزه"؛ 
"به جای "کپسول" نوشته "کابینت

675
00:34:24,327 --> 00:34:26,915
‫دورش خط کشیدیم
ولی هرچی که مهمه، فرقی نکرده ‫

676
00:34:26,940 --> 00:34:28,889
‫به نظرتون اینا چی بودن؟
اصلاح ‫اشتباهات خودکار؟

677
00:34:28,914 --> 00:34:31,773
‫یا یه پیام رمزدار؟
‫شاید تدی واقعاً جاسوس بوده

678
00:34:31,798 --> 00:34:33,821
‫نه، فکر کنم چیز دیگه‌ای بوده

679
00:34:35,250 --> 00:34:37,575
‫ببین، تو کلماتی که عوض شدن یه الگو هست

680
00:34:37,600 --> 00:34:40,728
‫- سه، دو، یک
‫- پرتاب! پرتاب انجام شد!

681
00:34:41,272 --> 00:34:42,975
‫"فضاپیما" تبدیل شده به "نیزه"

682
00:34:43,813 --> 00:34:45,687
‫"کپسول" تبدیل شده به "کابینت"

683
00:34:46,161 --> 00:34:47,778
‫"کلاه فضایی" تبدیل شده به "کلاه ایمنی"

684
00:34:47,803 --> 00:34:50,146
‫همشون آشنا به نظر می‌رسن،
ولی قضیه فراتر از ایناست

685
00:34:50,171 --> 00:34:52,399
‫اونا اشیایی با شکل و عملکرد مشابه هستن

686
00:34:52,424 --> 00:34:55,760
‫مثل کسی که داره یه جورایی با کلمه
بازی می‌کنه، ‫بدون اینکه خودش بدونه

687
00:34:56,469 --> 00:34:59,806
‫و اگه حق با من باشه، هایدی می‌تونه
‫با خیال راحت این سخنرانی رو ارائه بده

688
00:35:02,058 --> 00:35:03,598
‫قسم می‌خورم نمی‌دونستم

689
00:35:04,592 --> 00:35:06,221
می‌خوام یاد تدی رو بهش احترام بذارم

690
00:35:06,246 --> 00:35:08,415
و ‫چیزی رو که بهش باور داشت به دنیا بگم

691
00:35:08,656 --> 00:35:10,417
‫چرا؟ چی باعث شد این فکر رو بکنی؟

692
00:35:10,442 --> 00:35:12,359
‫چون می‌دونم این قتل سر چی بوده

693
00:35:21,419 --> 00:35:23,204
‫فقط می‌خوایم قبل رفتن برنامه امنیتی رو

694
00:35:23,229 --> 00:35:24,844
مرور کنیم، ‫تا از همه چی باخبر باشی

695
00:35:25,348 --> 00:35:27,325
‫البته، بازم ممنون از لطفتون

696
00:35:27,350 --> 00:35:28,708
‫- لطفاً بشینید
‫- باشه

697
00:35:29,144 --> 00:35:31,062
‫جمله‌ای رو که آخرش اضافه کردی خوندیم

698
00:35:31,087 --> 00:35:33,571
اینکه ‫چطور تدی زندگی خودشو وقف اکتشاف کرده

699
00:35:33,596 --> 00:35:36,015
‫و اینکه حتی مرگ هم 
‫نمی‌تونه جلوی مأموریتش رو بگیره

700
00:35:36,343 --> 00:35:37,905
‫- اوم
‫- قشنگ بود

701
00:35:38,236 --> 00:35:39,284
‫مرسی

702
00:35:39,309 --> 00:35:42,240
‫منظورم اینه، که واقعاً حس می‌شه
‫ادامه دادن میراث تدی چقدر برات مهمه

703
00:35:42,265 --> 00:35:43,844
‫- همینطوره
‫- آره

704
00:35:43,869 --> 00:35:46,298
‫اونقدر مهم که اونو کشتی ‫تا ازش محافظت کنی

705
00:35:47,437 --> 00:35:50,732
‫همین که برای اومدن به اینجا راه افتادی،
‫ما حکم جستجو خونه‌ت رو اجرا کردیم

706
00:35:50,757 --> 00:35:53,209
‫یه سخنرانی متفاوت
 روی کامپیوتر تدی پیدا کردیم

707
00:35:53,234 --> 00:35:57,213
که ‫با اون یکی که می‌خواستی بخونی، همونی که
‫ واقعاً تصمیم گرفته بود ارائه بده، فرق داشت

708
00:35:57,238 --> 00:35:58,590
‫تدی می‌خواست به دنیا بگه

709
00:35:58,615 --> 00:36:01,385
‫که به تازگی تشخیص دادن سرطان مغز داره،

710
00:36:01,410 --> 00:36:04,557
‫به احتمال خیلی زیاد از تشعشعاتی بوده
که ‫تو فضا در معرض‌شون بوده

711
00:36:05,214 --> 00:36:07,978
‫معلومه که نمی‌تونسته مطمئن باشه علتش اینه،

712
00:36:08,364 --> 00:36:10,411
‫اما به‌هرحال، خودشو مسئول می‌دونسته

713
00:36:10,436 --> 00:36:14,230
‫که علناً موضعش رو عوض کنه و به همه بگه
‫توسعه خصوصی رو متوقف کنه

714
00:36:14,255 --> 00:36:17,454
‫و بدون تدابیر ایمنی بیشتر،
فرستادن ‫آدما به فضا رو متوقف کنه

715
00:36:17,479 --> 00:36:20,720
‫آره، همه نشونه‌ها سر جاش بود
‫فقط اولش نمی‌دونستم یعنی چی

716
00:36:20,745 --> 00:36:24,265
‫حدود یه ماه پیش،
 تدی همیشه یه خودکار دستش می‌گرفته

717
00:36:24,290 --> 00:36:26,500
‫آدمایی که لرزش دست دارن
 گاهی این کارو می‌کنن

718
00:36:26,525 --> 00:36:28,662
‫تا جلوی لرزش دستشون رو بگیرن

719
00:36:28,687 --> 00:36:30,724
‫و اون همه کلمات اشتباه تو سخنرانی‌ش؟

720
00:36:30,749 --> 00:36:34,549
این نشونه‌ی زبان‌پریشی یا آفازی آنومیک‌ـه
یعنی ‫تحلیل رفتن مهارت‌های زبانی

721
00:36:34,574 --> 00:36:37,020
‫یکم طول کشید تا بفهمیم
چرا تصمیم گرفتی ‫اونطوری بکشیش

722
00:36:37,045 --> 00:36:40,090
‫و چطور به عامل عصبی وی‌ایکس دست پیدا کردی

723
00:36:40,115 --> 00:36:42,480
‫بعد این دو تا سؤال جواب همدیگه رو دادن

724
00:36:42,505 --> 00:36:45,011
‫کاپیتان ما کسی رو می‌شناسه
 که توی ناسا کار می‌کنه

725
00:36:45,036 --> 00:36:49,567
‫معلوم شد اونها دارن روی پادزهر
‫وی‌ایکس در شرایط بی‌وزنی تحقیق می‌کنن

726
00:36:50,417 --> 00:36:53,054
‫نمونه‌هاش رو 
می‌فرستن ‫به ایستگاه فضایی بین‌المللی

727
00:36:53,079 --> 00:36:57,315
‫پس به‌عنوان عضو تیم زمینی، ‫می‌تونستی
 بهش دسترسی پیدا کنی و بدزدی

728
00:36:57,340 --> 00:37:00,209
‫حتماً تدی چند هفته پیش
‫درباره سخنرانی جدیدش بهت گفته بود

729
00:37:00,234 --> 00:37:01,883
...حدس می‌زنم سعی کردی منصرفش کنی، اما

730
00:37:01,908 --> 00:37:04,572
‫وقتی تصمیم می‌گرفت کاری رو بکنه،
دیگه ‫هیچی نمی‌تونست جلوشو بگیره

731
00:37:04,597 --> 00:37:06,241
‫این حرف خودته، نه من

732
00:37:06,266 --> 00:37:08,602
‫تو آردن رو انتخاب کردی
‫چون به اندازه کافی مشتاق بازدید بود

733
00:37:08,627 --> 00:37:10,581
‫ و به اندازه کافی
 ورزشکار بود ‫که از پسش بربیاد

734
00:37:10,606 --> 00:37:13,440
‫تو پروفایل یه تولیدکننده‌ی
 ویدیوی شوخی رو کپی کردی

735
00:37:13,465 --> 00:37:14,966
‫یه عالمه فالوئر خریداری کردی

736
00:37:14,991 --> 00:37:17,201
‫و به آردن فهموندی که برای تولید محتوا

737
00:37:17,226 --> 00:37:20,104
‫قرارداد می‌بنده، در حالی که،
‫واقعاً داشت مرتکب جرم می‌شد

738
00:37:20,129 --> 00:37:21,672
‫درضمن، اون داره آزاد میشه

739
00:37:21,990 --> 00:37:24,617
‫پدر و مادرش دارن می‌برنش خونه
‫و سابقه‌ش هم پاک می‌شه

740
00:37:29,371 --> 00:37:31,384
‫تشخیص بیماری، تدی رو عوض کرده بود

741
00:37:32,041 --> 00:37:33,793
‫فقط چند ماه بیشتر زنده نبود

742
00:37:34,502 --> 00:37:37,021
‫و از  بعضی جهات،
‫این باعث شد بیشتر به زندگی بچسبه

743
00:37:37,046 --> 00:37:39,124
‫به خاطر همین بود که یهویی
‫ازت خواستگاری کرد، درسته؟

744
00:37:41,551 --> 00:37:45,041
‫اما بعد،
...موضع جدیدش در مورد تحقیقات فضایی

745
00:37:46,070 --> 00:37:47,828
‫ اون تدی که من می‌شناختم نبود

746
00:37:49,601 --> 00:37:53,044
‫اون سخنرانی تمام زحماتش رو نابود می‌کرد

747
00:37:53,069 --> 00:37:54,971
‫و اگه واقعاً هنوز خودش بود...

748
00:37:56,037 --> 00:37:57,747
‫هیچوقت نمی‌ذاشت همچین اتفاقی بیفته

749
00:37:57,772 --> 00:38:01,734
‫پیش بردن اکتشافات فضایی،
تنها ‫هدف تو زندگی‌ش بود

750
00:38:04,240 --> 00:38:08,369
‫به هر حال داشت می‌مُرد،
‫و می‌خواست میراثش رو نابود کنه

751
00:38:11,122 --> 00:38:13,828
من خیلی دوسِش داشتم

752
00:38:15,089 --> 00:38:17,758
بهم ‫نیاز داشت که از دست خودش نجاتش بدم

753
00:38:19,290 --> 00:38:20,408
،هایدی چوی

754
00:38:20,433 --> 00:38:23,102
تو به اتهام قتل تدی بارو بازداشت می‌شی

755
00:38:40,886 --> 00:38:41,957
‫هی

756
00:38:42,507 --> 00:38:45,693
‫دارم درخواست حکم جستجوی
‫کوئین اینترنشنال رو می‌فرستم برای دادستان

757
00:38:46,457 --> 00:38:47,801
‫- با سوتو حرف زدی؟
‫- آره

758
00:38:47,826 --> 00:38:50,751
‫داره برمی‌گرده لس‌آنجلس
‫ویلا اطلاعات زیادی بهش نداده

759
00:38:50,776 --> 00:38:52,049
‫تعجبی نداره،

760
00:38:52,244 --> 00:38:54,413
‫اما اگه ما یه همچین کار بزرگی نکنیم،

761
00:38:54,691 --> 00:38:57,361
‫فکر نکنم هیچوقت بفهمی
 ‫واقعاً چه بلایی سر رومن اومده

762
00:38:57,386 --> 00:39:00,264
‫اگه چیزی که می‌خوایم رو بهمون بده، عالیه،
‫و اگه نده،

763
00:39:00,922 --> 00:39:02,203
یه راه دیگه پیدا می‌کنیم

764
00:39:04,592 --> 00:39:07,679
‫- چرا داری این کارو می‌کنی؟
‫- چون این کار درستیه

765
00:39:10,020 --> 00:39:11,049
‫و...

766
00:39:11,438 --> 00:39:12,647
‫می‌خوام کمک کنم

767
00:39:19,274 --> 00:39:22,543
‫- تو نمیای؟
‫- نه، باید یه کارایی رو تموم کنم

768
00:39:24,216 --> 00:39:25,675
‫شب خوبی داشته باشی، مورگن

769
00:39:27,907 --> 00:39:29,138
‫شب بخیر، کاپیتان

770
00:39:39,878 --> 00:39:43,404
‫یه خبرایی شده، دادستان‌های هر دو منطقه
‫دارن همه چی رو بررسی می‌کنن

771
00:39:43,746 --> 00:39:44,747
‫عالیه

772
00:39:44,772 --> 00:39:48,480
‫بهم بگو چی پیدا می‌کنن و اریک هیورث رو
‫برای یه بازجوییِ دیگه آماده کن...

773
00:39:53,516 --> 00:39:54,601
‫ستوان

774
00:39:58,396 --> 00:39:59,439
‫ستوان؟

775
00:40:11,856 --> 00:40:17,114
«آدرس در دسترس سایت با اینترنت داخلی»
 ✦ « Golchindlg74.site » ✦

776
00:40:17,139 --> 00:40:22,385
« ارائه شده توسط وبسایت گلچین دانلود »
<font color="#FFFF00">« Golchindl.Me »

777
00:40:23,159 --> 00:40:28,423
<font color="#ff0000">‫ترجمه شده توسط :     سعیـد پردیـس</font>
<font color="#ffff00">Saeed_Pardis_Sub      :کـانـال تلگـرام</font>
<font color="#00ffff">‫آيدی تلگرام جهت ارتباط:   Saeed8362</font>

